employee

[ایالات متحده]/ɪmˈplɔɪiː/
[بریتانیا]/ɪmˈplɔɪiː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که برای کار در یک شرکت، سازمان و غیره استخدام شده است و برای کار خود دستمزد دریافت می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

full-time employee

کارمند تمام وقت

part-time employee

کارمند پاره وقت

contract employee

کارمند قراردادی

temporary employee

کارمند موقت

experienced employee

کارمند با تجربه

dedicated employee

کارمند متعهد

skilled employee

کارمند ماهر

team player employee

کارمند کار تیمی

hardworking employee

کارمند سخت کوش

remote employee

کارمند راه دور

employee turnover

نرخ گردش مالی کارکنان

employee benefits

مزایای کارکنان

employee stock ownership

مالکیت سهام کارکنان

employee involvement

مشارکت کارکنان

employee orientation

معارفه کارکنان

senior employee

کارمند ارشد

employee manual

دفترچه راهنمای کارکنان

جملات نمونه

groom an employee for advancement.

آماده‌سازی یک کارمند برای ارتقاء.

raise an employee's salary.

افزایش حقوق یک کارمند.

employee benefits; employee unions; employee relations.

مزایای کارکنان؛ اتحادیه‌های کارمندان؛ روابط کارکنان.

a superannuated employee

یک کارمند بازنشسته.

one of the employees was responsible for the leak.

یکی از کارمندان مسئول نشت بود.

an experienced employee will outperform the novice.

یک کارمند با تجربه از یک فرد تازه‌کار بهتر عمل خواهد کرد.

each employee owns a piece of the company.

هر کارمند بخشی از شرکت را در اختیار دارد.

give one's employee a month'snotice

به کارمند خود یک ماه اخطار بدهید.

phantom employees on the payroll.

کارمندانان خیالی در حقوق و دستمزد.

Most of the employees were on strike.

اکثر کارمندان در حال اعتصاب بودند.

The manager spoke to the employees over the intercom.

مدیر با کارمندان از طریق اینترکام صحبت کرد.

Access to employees’ records is restricted.

دسترسی به سوابق کارکنان محدود است.

Unionise firm’s employees

اتحادیه کردن کارمندان شرکت

a former employee brought the case against the council.

یک کارمند سابق شکایت را علیه شورای شهر مطرح کرد.

Employee absenteeism has gotten out of hand.

غیبت کارکنان از کنترل خارج شده است.

She handled the employee's problem with sensitivity and direction.

او با حساسیت و راهنمایی مشکل کارمند را مدیریت کرد.

employees are normally entitled to redundancy pay.

معمولاً کارمندان به پرداخت حقوق جدایی استحقاق دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید